تبليغاتX
در میان من و تو فاصله هاست
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

می خواهم از فکرت بپرهیزم خداحافظ

این نامه ها را دور می ریزم خداحافظ

دیگر نگو سو تفاهم بود بین ما

از داستانهای تو لبریزم خداحافظ

بی شک خیالت را به آهویی دگر دادی

بگذار از دام تو بگریزم خداحافظ

دست از نگاه پر دروغت میکشم آن را

بر گردنی دیگر می آویزم خدا حافظ

چون تازه رودی از نگاه پاک من بگذر

اینجا اسیر دست کاریزم خداحافظ

حالا تو در خوابی و من تا صبح می بارم

خورشید بی مهر سحرخیزم خداحافظ

از حال و روز و روزگار من چه می پرسی؟!

باشد...بدان...خیلی غم انگیزم خداحافظ

هر روز با رنگی به سویم آمدی...من باز

آن دختر مغرور پاییزم خداحافظ

حال و هوایت را به نسیان می دهم این بار

می خواهم از فکرت بپرهیزم خداحافظ

|+| نوشته شده توسط غزل مهدوی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 23:29 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar